65- سر پیروزی و از بین رفتن مغولان

 گفت: مغولان که اول درین ولایت آمدند، عور و برهنه بودند، مرکوب ایشان گاو بود و سلاحهایشان چوبین بود. این زمان محتشم و سیر گشته اند و اسبان تازی هرچه بهتر، و سلاحهای خوب پیش ایشانست.

 فرمود: که آن وقت که دل و شکسته و ضعیف بودند و قوتی نداشتند. خدا ایشان را یاری داد و نیاز ایشان را قبول کرد. درین زمان که چنین محتشم و قوی شدند، حق تعالی با ضعف خلق ایشان را هلاک کند تا بدانند که آن عنایت حق بود، و یاری حق بود که ایشان عالم را گرفتند، نه بزور و قوت بود. و ایشان اول در صحرایی بودند، دور از خلق، بی نوا و مسکین و برهنه و محتاج. مگر بعضی از ایشان بطریق تجارت در ولایت خوارزمشاه می آمدند و خرید و فروختی میکردند، و کرباس می خریدند برای تن جامه خود. خوارزمشاه آنرا منع می کرد، و تجار ایشان را می فرمود تا بکشند و از ایشان خراج  می ستد و بازرگانان را نمی گذاشت که آنجا بروند. تاتاران پیش پادشاه خود بتضرع رفتند که هلاک شدیم. پادشاه ایشان از ایشان ده روز مهلت طلبید، و رفت در بن غار و ده روز، روزه داشت و خضوع و خشوع پیش گرفت. از حق تعالی ندایی آمد، که قبول کردم زاری ترا، بیرون آی! هر جا که روی منصور باشی. آن بود چون بیرون آمدند، به امر حق منصور شدند و عالم را گرفتند.