54- کوشش آدمی و عنایت حق

 امید داریم از حق تعالی که حالتی پدید آورد که آن عنایت اوست که بالای صد هزار جهد و کوشش است که:

لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ ( شب قدر بهتر از هزار ماه بهتر و بالاتر است - قدر – 3)، این سخن و آن سخن یکیست که: جَذبة مِن جَذَبات الله تعالی خَیرُ مِن عبادة اثَقَلین، یعنی چون عنایت او در رسد، کار صد هزار کوشش کند، و افزون کوشش خوبست و نیکو و مفیدست عظیم، اما پیش عنایت چه باشد؟

پرسید که: عنایت کوشش دهد؟

گفت: چرا ندهد، چون عنایت بیآید کوشش هم بیآید. عیسی علیه السلام چه کوشش کرد که در مهد گفت: إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ (من بندۀ  خاص خداوندم که به من کتاب آسمانی داده است - مریم – 30)، یحیی هنوز در شکم مادر بود، وصف او میکرد.

گفت: محمد رسول الله را بی کوشش شد؟

گفت: أفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ (آیا آنکس را که خدا برای اسلام شرح صدر [و فکر روشن] عطا فرمود - زمر -22)- اول فضل است، چون از ضلالت، بیداری درو آید، آن فضل حقست و عطای محض، و الا چرا آن یاران دیگر را نشد که قرین او بودند. بعد از آن فضل و جزا همچون استاره آتش جست، اولش عطاست اما چون پنبه نهادی و آن ستاره را می پروری و افزون می کنی و بعد از این فضل و جزاست.

آدمی اول وهلت خُرد و ضعیف است که: وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا ( که انسان ضعیف خلق شده است - نساء – 28)- اما چون آتش ضعیف را پرورید، عالمی شود و جهانی را بسوزد و آن آتش خُرد بزرگ و عظیم شود که: وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ (و در حقیقت تو بر نیکو خلقی عظیم آراسته ای - قلم – 4).

گفتم: مولانا شما را قوی دوست می دارد.

فرمود: که نی آمدن بقدر دوستیست، و نی گفتن. آنچه می آید می گویم اگر خدا خواهد این اندک سخن را نافع گرداند، و آن را در اندرون سینه شماقایم دارد و نفعهای عظیم کند، و اگر نخواهد صد هزار سخن گفته گیر، هیچ در دل قرار نگیرد، هم بگذرد و فراموش شود، همچنانکه استارۀ آتش بر جامه سوخته افتاد، اگر حق خواهد همان یک ستاره بگیرد و بزرگ شود، و اگر نخواهد صد ستاره به آن سوخته رسد و نماند و هیچ اثر نکند: وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ (سپاه زمین و آسمانها همه لشکریان خداست - فتح – 4)- این سخنها سپاه حقند، قلعه ها را بدستوری حق باز کنندو بگیرند، اگر بفرماید چندین هزار سوار که بروید به فلان قلعه روی بنمایید اما مگیرید، چنین کنند، و اگر یک سوار را بفرماید که بگیر آن قلعه را همان یک سوار در را باز کند و بگیرد.

 پشه ای را بر نمرود گمارد که هلاکش کند، چنانکه می گوید: اِسْتَوی عِندَ العَارِفِ الدانِقُ وَالدِّیْنَارُ وَالْاَسَدُ وَالْهِرَّةُ، که اگر حق تعالی برکت دهد ، دانقی کار هزار دینار کند و افزون، و اگر از هزار دینار برکت برگیرد، کار دانقی نکند. و همچنین اگر گربه برگمارد، اورا هلاک کند چون پشه نمرود را، و اگر شیر را بگمارد، از وی شیران لرزان شوند یا خود دراز گوش او شود چنانکه بعضی از درویشان بر شیر سوار می شوند، و چنانکه آتش بر ابراهیم (علیه السلام) برد و سلام شد و سبزه و گل گلزار، چون دستوری حق نبود که اورا بسوزذ. فی الجمله چون دانستند که همه از حقست، پیش ایشان همه یکسان شد.

شرح

- اما پیش عنایت چه باشد...: این تمثیل در مثنوی نیز آمده است:

                                                 این همه گفتیم لیك اندر بسیچ          بی عنایات خدا هیچیم هیچ

                                                  بی عنایات حق و خاصان حق          گر ملك باشد سیاه استش ورق

                                                   ای خدا ای قادر بیچند و چون          واقفی بر حال بیرون و درون

                                                  ای خدا ای فضل تو حاجت روا          با تو یاد هیچ كس نبود روا

                                                  این قدر ارشاد تو بخشیده ای          تا بدین بس عیب ما پوشیده ای

                                         قطره ای دانش كه بخشیدی ز پیش          متصل گردان به دریاهای خویش

                                             قطره ای علم است اندر جان من          وارهانش از هوا وز خاك تن

                                       پیش از آن كاین خاكها خسفش كنند          پیش از آن كان بادها نشفش كنند

                                           گر چه چون نشفش كند تو قادری          كش از ایشان واستانی واخری

خسف ( فرو رفتگی زمین، زیر خاک رفتن است) - نشف کردن( جذب کردن رطوبت)

- إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ ...: بخشی از آیۀ 30 سورۀ مریم که کامل آن بدین مضمون است:

آن طفل [عیسی] گفت همانا من بندۀ خاص خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود.

- أَفَمَن شَرَحَ ...: بخشی از آیۀ 22 سورۀ زمر که کامل آن بدین مضمون است:

          آیا آنکس را که خدا برای اسلام شرح صدر [و فکر روشن] عطا فرمود   

          که وی به نور الهی روشن است [چنین کس با مردم کافر بی نور تاریک دل یکسان است؟ هرگز نیست].

          پس وای بر آنان که از قساوت و شقاوت دلهاشان از یاد خدا فارغ است؛

          اینان هستند که دانسته به ضلالت و گمراهیند.

- وَخُلِقَ الإِنسَانُ...: بخشی از آیۀ 28 سورۀ نساء  که کامل آن بدین مضمون است:

          خدا می خواهد کار بر شما آسان کند که انسان ضعیف خلق شده است.

- وَلِلَّهِ جُنُودُ ...: بخشی از آیۀ 4 سورۀ فتح که کامل آن بدین مضمون است:

          اوست خدایی که سکنیت و وقار بر دلهای مؤمنان آورد،

          تا بر یقین و ایمانشان بیفزاید و کاملتر از آن که بودند گرداند.

          و [بدانید که] سپاه زمین و آسمانها همه لشکریان خداست و خدا به حکمت داناست.

پشه ای را بر نمرود گمارد که هلاکش کند...: این مضمون در مثنوی اینگونه آمده است:

                               موسیی فرعون را تا رود نیل       می كشد با لشكر و جمع ثقیل

                                      پشه ای نمرود را با نیم پر       می شكافد بی محابا مغز سر

- موسیی فرعون را تا رود نیل       می كشد با لشكر و جمع ثقیل

این بیت اشاره ایست به آیۀ 50 سورۀ بقره بدین مضمون:

           و یاد کنید از وقتی که برای نجات شما دریا را شکافتیم،

            و فرعونیان را در آن غرق کردیم و غرق و هلاک آنها را به چشم مشاهده می کردید.