243 - در تأثیر همنشینی

دوستان را در دل رنجها باشد که آن به هیچ داروی خوش نشود – نه به خفتن نه به گشتن و نه به خوردن – آلا به دیدار دوست، که: لِقاءُ الْخَلِیْلِ شِفاءُ العَلیْل (دیدار دوست شفای بیمار است)، تا حدی که اگر منافقی میان مؤمنین بنشیند، از تأثیر ایشان آن لحظه مؤمن می شود. کقوله تعالی: وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا ( منافقان چون با اهل ایمان دیدار کنند گویند: ایمان آوردیم – بقره – 14). فکیف (پس چگونه) که مؤمن با مؤمن بنشیند؛ چون در منافق این عمل می کند، بنگر که در مؤمن چه منفعتها کند. بنگر که آن پشم از مجاورت عاقلی چنین بساط منقش شد، و این خاک به مجاورت عاقل چنین سرایی خوب شد. صحبت عاقل در جمادات چنین اثر کرد، بنگر که صحبت مؤمنی در مؤمن چه اثر کند. از صحبت نفس جزوی و عقل مختصر جمادات به این مرتبه رسیدند و این جمله سایه عقل جزویست. از سایه، شخص را قیاس توان کردن. اکنون از اینجا قیاس کن که چه عقل و فرهنگ می باید که از آن این آسمانها و ماه و آفتاب و هفت طبقۀ زمین پیدا شود و آنچه در مابین ارض و سماست، این جمله موجودات سایۀ عقل کلیست، سایه عقل جزوی مناسب سایۀ شخصش، و سایۀ عقل کلی که موجودات است، مناسب اوست.

شرح (استاد قمشه ای)

- لِقاءُ الخَلیلِ ...: دیدار دوست شفای بیمار است.

- وَإِذَا لَقُواْ ...: بخشی از آیۀ 14 سورۀ بقره بدین مضمون:

          منافقان چون با اهل ایمان دیدار کنند

          گویند: ایمان آوردیم.

          اما چون با یاران شیطان صفت خویش به خلوت آیند، گویند:  

          ما با شماییم و جز این نیست که اهل ایمان را به سخره گرفته ایم.

مقصود مولانا این است که هرچند منافقان براستی ایمان نمی آورند اما تأثیر مصاحبت اهل ایمان چنان است که آنان را برای چند لحظه به ظاهر اهل ایمان می کند تا به زبان می آورند که ایمان آوردیم. پس مصاحبت مؤمنی با مؤمنی از سر صدق و اخلاص چه مایه بهره و برکت خواهد داشت. و نیز وقتی مصاحبت هنرمندی با جمادات چون پشم و خاک فرشهای جمیل و قصر و بنای بدیع پدید می آورد، پس مصاحبت او با انسان زنده دلی چون خود چه خواهد کرد.