232- گفتاری که حکم دیدن را دارد

تواتر (پی در پی) شنیدن گوش، فعل رؤیت می کند و حکم رؤیت دارد – آنچنانکه (( از پدر و مادر خود زادی.)) تورا می گویند که ازیشان زادی، تو ندیدی به چشم که از ایشان زادی؛ اما به این گفتن بسیار، تورا حقیقت میشود که اگر بگویند که تو از ایشان نزادی، نشنوی. و همچنانکه بغداد و مکه را از خلق بسیار شنیدۀ به تواتر، که هست، اگر بگویند که نیست و سوگند خورند، باور نداری. پس دانستیم که گوش چون به تواتر شنود، حکم دید دارد. همچنانکه از روی ظاهر تواتر گفت را، حکم دید می دهند.

باشد که یک شخصی را، [که] گفتۀ او حکم تواتر دارد، که او یکی نیست صد هزار است. پس یک گفتۀ او صد هزار گفته باشد، و این چه عجیب می آید؟ این پادشاه ظاهر، حکم صدهزار دارد، اگر چه یکیست. اگر صد هزار بگویند پیش نرود و چون او بگوید پیش رود. پس چون در ظاهر این باشد در عالم ارواح به طریق اولی.