216- تفسیر اینکه چگونه فرشتگان پیشاپیش از فساد و خون ریزی آدمیان در زمین خبر داشتند

سؤال کرد که حق تعالی می فرماید: إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً (من در زمین خلیفه ای خواهم گماشت – بقره -30)، فرشتگان گفتند: أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ (پروردگارا آیا کسانی خواهی گماشت که در زمین فساد کنند وخونها ریزند، حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می کنیم. – بقره – 30)، هنوز آدم نیامده، فرشتگان پیشین چون حکم کردند بر فساد  و وَيَسْفِكُ الدِّمَاء آدمی؟

فرمود که: آن را دو وجه گفته اند: یکی منقول و یکی معقول. اما آنچه منقول است آنست که فرشتگان در لوح محفوظ مطالعه کردند که قومی بیرون آیند، صفتشان چنین باشد، پس از آن خبر دادند. وجه دوم  آنست که فرشتگان به طریق عقل استدلال کردند که آن قوم از زمین خواهند بودن، لابد حیوان باشند و از حیوان البته این آید، هر چند که این معنی در ایشان باشد، و ناطق باشند، اما چون حیوانیت در ایشان باشد ناچار فسق کنند و خون ریزی که آن از لوازم آدمیست.

قومی دیگر معنی دیگر می فرمایند، می گویند که فرشتگان عقل محض اند و خیر صرفند و ایشان را هیچ اختیاری نیست در کاری – همچنانکه  تو در خواب کاری کنی در آن مختار نباشی، لاجرم بر تو اعتراض نیست در وقت خواب، اگر کفر گویی و اگر توحید گویی و اگر زنا کنی – فرشتگان در بیداری این مثابت اند و آدمیان بعکس این اند. ایشان را اختیاری هست و آز و هوس  و همه چیز برای خود خواهند، قصد خون کنند تا همه ایشان را باشد، و آن صفت حیوانست. پس حال ایشان که ملایکه اند ضد حال آدمیان آمد، پس شاید به این طریق از ایشان خبر دادن که ایشان چنین گفتند. و اگر چه آنجا گفتی و زبانی نبود، تقدیرش چنین باشد، اگر آن دو حال متضاد در سخن آیند و از حال خود خبر دهند این چنین باشد. همچنانکه شاعر می گوید که: بِرکه گفت که من پُر شدم، بِرکه سخن نمی گوید، معنیش این است که اگر بِرکه را زبان بودی درین حال چنین گفتی.

هر فرشتۀ را لوحیست در باطن که از آن لوح به قدر قوت خود احوال عالم را و آنچه  خواهد شدن، پیشین می خواند. و چون وقتی که آنچه خوانده است و معلوم کرده در وجود آید، اعتقاد او در باری تعالی و عشق او و مستی او بیفزاید و تعجب کند در عظمت و غیب دانی حق. آن زیادتی عشق و اعتقاد و تعجب، بی لفظ و عبارت تسبیح او باشد - همچنانکه بنایی به شاگرد خود خبر دهد که درین سرا که می سازند چندین چوب رود و چندین خشت و چندین سنگ و چندین کاه. چون سرا تمام شود و همان قدر آلت رفته باشد بی کم و بیش، شاگرد در اعتقاد بیفزاید – ایشان نیز درین مثابت اند.

شرح

- إِنِّي جَاعِلٌ...: بخشی از آیۀ 30 سورۀ بقره که کامل آن بدین مضمون است:

          من در زمین خلیفه ای خواهم گماشت.

          گفتند: پروردگارا آیا کسانی خواهی گماشت

          که در زمین فساد کنند وخونها ریزند،

          حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می کنیم.

          خداوند فرمود من چیزی می دانم که شما نمی دانید.