201- در نشان عاشق

یکی گفت: عاشق می باید که ذلیل باشد و خوار باشدو حمول (شکیبا) باشد، و از این اوصاف بر می شمرد.

فرمود که: عاشق اینچنین می باید وقتی که معشوق خواهد، یانه؟ اگر بی مراد معشوق باشد، پس او عاشق نباشد؛ پیرو مراد خود باشد. و اگر به مراد معشوق باشد، چون معشوق او را نخواهد که ذلیل و خوار باشد، او ذلیل و خوار چون باشد؟

پس معلوم شد که معلوم نیست احوال عاشق، الا تا معشوق او را چون خواهد.

شرح (استاد قمشه ای)

  - معلوم نیست احوال عاشق ...: مقصود این است که نشان عاشقان پیروی حق است در همۀ احوال – خواه درویش باشند و خواه سلطان. نه درویشی ایشان به کفر انجامد، که گفته اند (( فقر به کفر بسیار نزدیک است)) و نه سلطانی ایشان موجب غفلت و غرور گردد، بلکه در عین درویشی به غنای حق سلطان باشند و در عین سلطنت چون سلیمان خود را مسکین خوانند:

چونکه مال و ملک را از دل براند      زان سلیمان خویش جز مسکین نخواند.

                                                                                                                                      (مثنوی)

ابن سینا در نمط آخر اشارات در احوال عارفان گوید که ایشان گاه به زهد و فقر گرایند و گاه به تجمل و این هردو ایشان را یکسان است.