116- عقل مجسم

عقل چنس مَلَک است. اگر چه ملک را صورت هست و پر وبال هست و عقل را [پر و بال] نیست. اما در حقیقت یک چیزند و یک فعل می کنند، مثلا صورت ایشان را اگر بگذاری، همه عقل شود، از پر وبال او چیزی بیرون نماند. پس دانستیم که همه عقل بودند، اما مجسم شده ایشان را عقل مجسم گویند. همچنانکه از موم مرغی سازند با پر و بال، اما آن [همان] موم باشد. نمی بینی که چون می گدازی آن پر و بال و سر و پای مرغ یکباره موم شود، و هیچ چیز از وی برون انداختنی نمی ماند، بکلی همه موم میگردد. پس دانستیم که موم همانست و مرغی که از موم سازند همان مومست، مجسم نقش گرفته الا موم است. و همچون یخ نیز [همان] آبست و لهذا چون بگذاری همان آب می شود، اما پیش از آنکه یخ نشده بود و آب بود کس او را در دست نتواند گرفتن و در دامن نهادن. پس فرق بیش از این نیست، اما یخ همان آبست و یک چیزند.

شرح

-  اگر چه ملک را..: این مضمون در مثنوی اینگونه آمده است:

                            چون ملك با عقل یك سر رشته اند       بهر حكمت را دو صورت گشته اند

                                   آن ملک با عقل از یک گوهرند       در پی هم همچو دنبال و سَرند

                         آن ملك چون مرغ، بال و پر گرفت       وین خرد بگذاشت، پَرّ و فر گرفت

                                        لاجرم هر دو مناصر آمدند        هر دو خوش رو پشت همدیگر شدند

 مناصر (یاری دهنده)

- آن ملك چون مرغ، بال و پر گرفت      وین خرد بگذاشت، پَرّ و فر گرفت

این بیت اشاره ایست به آیۀ 1 سورۀ فاطر بدین مضمون:

           سپاس خدای را راست که آفرینندۀ آسمانها و زمین است

           و فرشتگان را رسول [ پیام رسان] گردانید

           و دارای دو وسه و چهار بال و پر قرار داد.

          و هرچه بخواهد در آفرینش می افزاید

          که خدا بر هرچیز قادر است.