10- عنایت حق به بندگان

گفت: که شب و روز دل و جانم بخدمت است و از مشغولیها و کارهای مغول، بخدمت نمی توانم رسیدن. فرمود که: این کارها هم کار حق است، زیرا سبب امن و امان مسلمانیست، خود را فدا کرده اید بمال و تن تا دل ایشان را بجای آرید تا مسلمانی چند، به امن به طاعت مشغول باشند، پس این نیز کار خیر باشد. و چون شما را حق تعالی بچنین کار خیر میل داده است و فرط رغبت، دلیل عنایت است و چون فتوری باشد درین میل، دلیل بی عنایتی باشد، که حق تعالی نخواهد که چنین خیر خطیر به سبب او بر آید تا مستحق آن ثواب و درجات عالی نباشد. همچون حمام که گرم است، آن گرمی او از آلت تون (گرمخانه حمام) است، همچون گیاه و هیمه و عَذرِ و غیره، حق تعالی اسبابی پیدا کند که اگرچه بصورت آن بد باشد و کره (ناپسند)، اما در حق او عنایت باشد چون حمام او گرم می شود و سود آن به خلق می رسد.